تبليغاتX
ارتباطات و...
و خدایی که در این نزدیکیست
 بالاخره صبای من به دنیا اومد تازه می فهمم مادر یعنی چی.مادر یعنی اضطراب یعنی دلواپسی  یعنی شاد شدن با لبخند بچه ات واشک ریختن بابغضش.مادر یعنی...البته فکر نمی کنم هنوزم فهمیده باشم .فقط میتونم بگم:

مامان عزیزم دوستت دارم الهی همیشه سلامت باشی 



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 10:53 توسط ..::نرگس::..

سلام. ببخشید.بین سفرنامه ها خیلی فاصله افتاد. استقبال بی نظیر !!!!!!!!!!!!!!!!!!!شما باعث میشه ادم سر ذوق بیاد. فرصت شد بازم مینویسم.


لينك ثابت نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 16:0 توسط ..::نرگس::..

اینجا دیوار شامه البته قبلا این دیوار دور شهر قرار داشته ولی الان داخل شهره .

اطراف اون هم یک خندق قرار داشته برای حفاظت از شهر .که من عکسش رو

ندارم.از اینجا بعداز چند تا کوچه به بازار شام میرسی وبعد از اون هم مسجد اموی.

 

 


ادامه مطلب


لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 15:54 توسط ..::نرگس::..

هتل ما هتل سیاحه بود در مرکز شهر .اتاق۳۰۶ طبقه سوم  پنجره اتاق ما رو به یک میدان بود .اینم منظره میدان


ادامه مطلب


لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 15:20 توسط ..::نرگس::..

صحبت کردن راجع به مسایل سیاسی ممنوع.هر کی حرف بزنه از۶ماه تا ۳سال زندانی داره .حمل مواد مخدر مصرف مواد مخدر ممنوع از۶ ماه تا ۳ سال زندانی داره .ساعت ۵/۷تا ۵/۸صبحانه ۵/۱تا۵/۲ناهار ۵/۸تا۵/۹شام دیرتر بیاین گرسنه می مونید.غذا نیست.اینا حرفایی بود که راهنمای تور بدو ورود به ماشین زد.

 


ادامه مطلب


لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 17:4 توسط ..::نرگس::..

آسماني‌ها را روي زمين مي‌تواني ملاقات کني، همين نزديکي‌ها، در کنار ديوارهاي سنگي و برج‌هاي سر به فلک کشيده و سلطه زندگي که معرفت و معنويت را زير چرخدنده‌هاي خود خرد مي‌کند، صداي بيداردلان و عاشقان حسين(ع) و ابالفضل‌هاي زمانه به گوش جان نمي‌رسد. اگر کمي پرده را کنار بزني، از نور صفاي باطني آن‌ها بهره‌مند مي‌شود و با باران صفاي آن‌ها روح و جانت را جلا مي‌دهي.
 


جانبازي تمام انرژي و توانش را به خدمت مي‌گيرد تا شايد ملاقات کننده ي کوچکش را به بوسه‌اي قدر شناسانه سپاس گويد.



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 15:29 توسط ..::نرگس::..

Dameshgh airport      این اولین کلمه ای بود که بعد از

 

فرود هواپیما روی صفحه موبایلم ظاهر شد . هوا تقریبا مثل

 

هوای ایران بود.اما تو فرودگاه خیلی گرم بود .ساختمون

 

فرودگاه اصلا قابل مقایسه با مهرآباد نبود.


ادامه مطلب


لينك ثابت نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت 14:29 توسط ..::نرگس::..

از توی آسمون دنیای ما با همه بزرگیش خیلی کوچیکه. زمینای کشاورزی باغها مزارع

شهرها. یه چیزی که خیلی جالب بود اینکه توی ترکیه فاصله شهرها نسبت به هم خیلی

کم بود یا شایدم ازاون بالا اینجوری به نظر میرسید .همینطور مزراع وزمینهای

 کشاورزی که  از اون بالا مثل پازل هایی کنار هم چیده شده بودن مناظر جالبی رو

 بوجود اورده بودن.برخلاف مناطق غربی ایران وقسمت هایی از شرق ترکیه که

 کوهستانی بود بقیه جاها نسبتا مسطح به نظر می رسید .یه نکته جالب دیگه اینکه هر

 جا ابی رودخونه ای دریاچه ای چیزی بود انعکاس نور خورشید تویاون خیلی زیبا بود.


ادامه مطلب


لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 17:34 توسط ..::نرگس::..

مدت زمان پرواز 5/2ساعت است. وما از اسمان های زنجان ارومیه وترکیه

 

عبور خواهیم کرد.

 

این جمله ای بود که خلبان گفت .وبه این ترتیب سفر ما شروع شد.

 

فکر میکردم با توجه به نوع هواپیما سفر پر استرسی داشته باشیم خصوصا که

 

مامان زیاد حالش خوب نبود ومن فکر میکردم بلند شدن هواپیما ولرزش هاش

 

حالشون رو بدتر کنه ولی خدا رو شکر هواپیما خیلی اروم وبا کمترین لرزش 

 

 هم بلند شد وهم فرود اومد.


ادامه مطلب


لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 18:21 توسط ..::نرگس::..

بعد از مدتها کار وفشارواسترس بالاخره فرصتی دست داد تایک هفته ای از همه چیز دور بشیم(البته همه چیز از نوع استرس زاش) بگذریم از اینکه تا اون لحظه اخر هم حسابی حرص خوردیم .امادر مجموع خیلی خوب بود.

 شنیده بودم پیامبر فرمودند سفر کنید. تاحالام زیاد سفر رفته بودم اما این یکی ازنظر من با بقیه فرق داشت نمی دونم با لا رفتن سن نقش داره یا چیز دیگه اما به هر حال دید من نسبت به همه چیز با قبل خیلی فرق کرده بود .این سفر چیزای زیادی بهم یاد داد.

 



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 17:21 توسط ..::نرگس::..